تصويري زيبا از زنبق

مهم دوباره برخواستن است...!

فراموش مکن:

با این همه رنگهای تماشایی در جهان شرم آور است که همه

چیز را سیاه و سفید ببینیم!




گاه در عشق درمی یابیم که رعایت حال دیگری بهتر از پافشاری

در اثبات عقیده است !



در آیینه به خود بگویید:

من مهمتر از گرفتاری هایم هستم !!



اگر مایلید پیام عشق را بشنوید , بایستی خود نیز این پیام را

ارسال کنید : برای روشن نگاه داشتن چراغ ناچاریم درآن نفت

بریزیم !



شما خوشبختید ! زمانی که خود را وقف هدف خود می کنید !



یادت باشد:

خوشبین ; نوری را که وجود ندارد میبیند !



به یاد بسپار:

عشق با تباه کردن (( من )) , (( ما )) می آفریند !



مردم خواهان ثروت هستند, اما نیازمند رسیدن به کمال اند !



فراموش مکن:

هرگز از گفتن(( دوستت دارم )) خسته نشوید !



در مشکلات از یاد نبرید :

مهم نیست که شما زمین بخورید , مهم آن است که دوباره به پا

 خیزید !


*** قدرت تفکر مثبت ***

یا ضامن آهو

آهی که چه بسیار سیاه است منم
آهو که به معنای گناه است منم
انگار کسی ضامن این آهو نیست
آن کس که همیشه کارش آه است منم


میلاد با برکت امام رضا (ع) مبارک باد!

آفتاب حقیقت

«لَواَنزَلنا هذَا القُرآن عَلی جَبَلً لَرَأَیتَه خاشِعَاً مُتصدِّعاً مِن خَشیةِ اللّه وَ تِلكَ الأَمثالُ نَضرِبُها لِلنّاسِ لَعَلَّهُم یتَفَكَّرُون؛
اگر این قرآن را بر كوهی فرو می‌فرستادیم می دیدی كه چگونه از ترس و خشیت الهی فروتن و متلاشی می‌شد! و این مَثَل‌ها را بدان جهت می‌زنیم كه به اندیشه روی آرید و به فكر گرایید».(سوره حشر، آیه 23)
دل را اثر روی تـو گُـل پوش كند جان را سخن پاك تو مدهوش كند
تأثیر فوق العاده برخی از انواع سخن در دل:
اگر سخن نیك به نیكی ادا گردد، سخنی دلپذیر و شیرین خواهد بود كه باعث لذّت روح و جان می‌شود، اینچنین سخنی معمولاً تأثیر گذار و كار آمد و در عین حال ماندنی و جاودانی است. ضرب المثلها، تك بیت‌های ناب و أشعار ممتاز، بخاطر برخورداری از همین خصیصه بوده و هست كه حتی گاهی توانسته‌اند مسیر تاریخ را تغییر دهند، به خصوص شعر كه قرنها میدان دار جنگ و سلحشوری، عشق و شیفتگی، ثنا و مدیحه سرایی و یا هجو و بدگویی بوده است و از این روی كم نبودند اشخاص و یا حوادثی كه تحت تأثیر شعر به اشخاص و حوادث تاریخی تبدیل شدند.
تأثیر شگفت سروش قرآنی در دل:
«چو قرآن خوانند، دیگر خموش» تأثیر عجیب و سریع سروش آیات قرآنی بر دل حتی شگفت‌تر از خود قرآن است و كیست كه بتواند منكر آن شود، شعر ولو یك سر و گردن بالاتر از دیگر انواع سخن ایستاده؛ ولی با طلعت آفتاب قرآن و طلوع نخستین آیات آن، بساط خویش را جمع كرد و چونان مارهای دروغین افسون‌گر بنی‌اسرائیل كه به كام اژدهای كلیم گرفتار آمدند، چاره‌ای جز آن ندید كه چاكر آستان دولت قرآن گردد و به دامن وی گریزد. شاعران خلع سلاح گردیدند و كلام حق یكه تاز میدان شد و همین شمشیر برّان بود كه پیش از ذوالفقار و بیش از آن پا به میدان جهاد نهاد و در مدتی اندك اسلام را تا سرزمین و آفریقا و اقیانوسیه پیش برد و به حكومت رساند.
سخنش را ز بـس لطافت و ظـرف صدمت صوت نی و زحمت حرف
وهـم حیـران ز شـكـل صورتهاش عـقــل والـه ز ســرّ سـورتـهـاش
مغز نغز است حـرف و سـورت او دلـبــر و دلـپــذیـــر صــورت او
«سنایی»
متلاشی شدن كوهها در برابر وحی:
سرعت و عمق تأثیر قرآن در دلها، خود وجهی از وجوه إعجاز كلام حق است، همان طنین آغازین این سروش غیبی، روح انسان را تسخیر می‌كند و او را از خود بی خود می‌سازد. زیباییهای لفظی و معنوی قرآن بقدری موزون و دل‌فریب است كه هر دلی را در اختیار می‌گیرد و دلی نیست كه مفتوح آیات قرآن نباشد، قرآن خود این ادعا را دارد كه اگر بر كوهها نازل می‌گردید، كوهها متلاشی می‌شد.
می‌فـرستادیـم ایـن قـرآن اگـر ما به كوهـی می‌بدیدی در نظر
خاشـع و از یكدیگـر بشكافته در زمین از خوف حق رو تافته
كـوه را گـر دادمی یعنـی تمیـز می‌شـد از تأثیـر قـرآن ریزریـز
«مولوی»
وقتی جان سید المرسلین كه جان جهان است و ظرفیتش فراختر از همه عالم و آدم، به هنگام نزول قرآن و وحی در زحمت است، دگر چه جای طاقت برای سنگ و جَبَل!!
«عقل كلّ» را فكنده در شدت «نفس كل» را نشانده در عدّت
«سنایی»
«لَواَنزَلنا هذَا القُرآن عَلی جَبَل لرأَیتَه خاشِعاً مُتصدّعاً؛ اگر قرآن را بر كوهی فرود می‌آوردیم متلاشی می‌گشت!! كوه در سختی؛ ضرب المثل فرهنگها و ملتها است، فردوسی در شاهنامه در تبیین هیبت و جنگ‌آوری افراسیاب حتّی كوه را از شنیدن نام افراسیاب بر حذر می‌دارد.
دل كوه آهن شود بحر آب اگر بشنود نام افراسیاب
و شیخ اجلّ سعدی شیرازی در تصویر عظمت داغی جگر سوز از «كوه» سود جسته است.
اگر آن داغ جگر سوز كه بر جان من است بر دل كـوه نهی كوه به آواز آید
قرآن در تبیین عظمت و اوج منزلت خویش چنین خود را می‌نماید كه اگر بر كوهها نازل می‌شد كوهها ذوب می‌شدند. «دل» در همه فرهنگها و قاموسها مظهر لطافت و نازكی است كه به اندك رنجشی متأثر می گردد و منفعل، چینی نازكی است كه به قول «سهراب» با صدای پایی ترك برمیدارد.
«به سراغ من اگر می‌آیید
نرم و آهسته قدم بردارید
تا مبادا ترك بردارد
چینی نازك تنهایی من»
دلهای سخت‌تر از سنگ:
اما همین دل نازك و حسّاس و پر احساس كه از هر صفحه حساسی حساس‌تر است گاه آنچنان سخت و قسی می‌شود كه كوهها از این‌همه سختی و سركشی احساس شرم می كنند؛ چنانكه قرآن شریف گروهی از قوم یهود را این‌چنین توصیف می كند. «ثُم قَسَت قُلُوبكُم مِن بَعد ذلكَ فَهِی كالحجارة اَو أشَدّ قَسوة، و انّ من الحجارة لما یتفجّر منه الأنهار، وانّ منها لما یشّقق فیخرج منه الماء و انّ منها لما یهبط من خشیة الله؛ سپس دلهای شما سخت گردید، چونان سنگ، بلكه سخت‌تر، چه اینكه پاره‌ای از سنگها می‌شكافند و آب روان از آن جاری می‌شود و برخی از آنها شكاف برمی‌دارد و آب از آن تراوش می‌كند و بعضی دیگر از ترس الهی از فراز به پایین سقوط می‌كند». (سوه بقره، آیه 74)
گروهی از مفسّران در تفسیر «لو انزلنا هذا القرآن علی جبل…» گفته‌اند: كوهها دارای نوعی ادراك و شعورند و اگر قرآن بر آنها نازل می‌شد؛ به‌راستی از هم می‌گسیخت و متلاشی می‌شد.
از من ار كوه اُحُد واقف بُدی پاره گشتی و دلش پر خون شدی
«مولوی»
جمعی دیگر از مفسران را رأی آن است كه آیه شریفه جنبه تشبیهی دارد و مقصود آن است كه اگر كوهها ?با همه صلابت و استحكام‌شان? دارای عقل و احساس بودند، در برابر نزول وحی تاب نمی‌آوردند و از هم می‌شكافتند، امّا زهی از دلهای سخت كه كمترین عكس العملی از خودبروز نمی‌دهند. دلهایی سخت و مرده، خراب و نا آباد، دلهای اعراض كرده از خدا و یاد او، دلهای گناه اندود و معصیت آلود، دلهای تیره و تار و به طغیان و سركشی گرفتار و خشم خداوند را خریدار.
عجب نبود گر از قرآن نصیبت نیست جز نقش كـه از خورشید جـز گـرمـی نبیند چشـم نابینا
و سخن عارفان بالله در این آیه اینستكه: در تمثیل آیه عتابی است لطیف به أهل دل و تشبیهی است عاشقان جمال حق را كه چگونه در تاب خطاب ازلی آب نمی‌شوند و در مشاهده تجلی ذات فانی نمی‌گردند. جماعتی دیگر از این طایفه گفته‌اند: این تمثیل بر سبیل عتاب نیست؛ بلكه اشارتی است به فضیلت أهل معرفت كه كوه را طاقت تحمل كلام حق نیست؛ ولی قلوب واصلان را آن قوّت است كه استماع خطاب الهی تواند كرد.
دل سـرا پـرده مـحـبّـت اوسـت دیـده آینـه دار طـلعـت اوسـت
بـی خیالـش مباد منـظـر چشـم زانكه این گوشه جای خلوت اوست
«حافظ»
و نیز فرموده‌اند: كوه اشاره به حجاب هستی است و سالك باید آن را از هم بردراند تا نور تجلّی حق بر دل او بتابد و محو مطلق شود.
به پیش آینه دل هر آنچه می‌دارم بجز خیال جمالت نمی‌نماید باز
«حافظ»

وبلاگ گردآوری مقالات